الشيخ محمد تقي فلسفي
277
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )
من در پرستش خداوند ، تنها پاداش او باشد كه در آن صورت من مانند بردهء طمعكار و فرمانبردارى خواهم بود كه اگر طمع در نهادش باشد عمل مىكند و گر نه از كار باز مىايستد و همچنين ميل ندارم كه خداوند را تنها از جهت ترس عقابش بپرستم و مانند بندهء بدكارى باشم كه اگر نترسد عمل نكند . عرض شد پس بر چه اساس خدا را ميپرستى فرمود : از اين جهت كه او با نيكيهائى كه به من كرده و نعمتهائى كه عنايت فرموده شايستهء پرستش است . رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ . « 1 » يوسف صديق در پيشگاه الهى عرض كرد : پروردگارا تو مرا از نعمت فرمانروائى برخوردار نمودى و به من تعبير خواب آموختى . تو آفريدگار آسمانها و زمينى . تو ولىّ نعمت و صاحب اختيار من در دنيا و آخرتى . مرگم را در حالى فرا رسان كه تمام وجودم تسليم تو باشد و با پاكان و نيكان محشورم فرما . إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً . « 2 » ما بشر را از نعمت هدايت و راهنمائى برخوردار كردهايم . او است كه ميتواند آزادانه شكر نعمت هدايت ما را بنمايد و وظيفهء خود را به خوبى انجام دهد يا كفران نعمت نموده و از طريق حق و درستى سر باز زدند .
--> ( 1 ) سورهء 12 ، آيهء 101 ( 2 ) سورهء 76 آيهء 3